یاد

وقتی که آسمان تو را ذکر می کنم

چشمان مهربان  تو را ذکر می کنم

با لحظه های آینه وار قلندری

مدهوشی روان تو را ذکر می کنم

وقتی که از درخت و خزان حرف می زنم

اندام ناتوان تو را ذکر می کنم

با رود ها صدای تو را می پراکنم

با کوه ها غمان تو را ذکر می کنم

با آسمان،دقایق دلتنگی غروب

آفاق بی کران تو را ذکر می کنم

با برگ های روشن اردی بهشت ماه

سرسبزی زبان تو را ذکر می کنم

با هشتِ هشت و ساعت صفر و صعود و قاف

تصمیم ناگهان تو را ذکر می کنم

بی چون و بی چرا شده ای، مست می روی

این گونه در هوای که از دست می روی؟

دیدم تو را که مشت پری از تو مانده بود

طوفان عجیب برگ و برت را تکانده بود

با اشتیاق دیدن رفتار چشم تو

دریا،چه بی قرار خودش را رسانده بود

دیدم ولی به رنگ خیال و به شکل خواب

روح تو را که رنج به تجرید خوانده بود

از چامه و چکامه چه گویم، خدای شعر

جان تو را به صفحۀ  دفتر چکانده بود

میراث باستانی تو عشق بوده است

هم نام و هم نشانی تو عشق بوده است

قیصر، سلام! شعر جدید من است این

آیینۀ شهود شدید من است این

این شعر را به سوگ تو قیصر سروده ام

غم لخته های جان شهید من است این

از شعر تازه ای که سرودی سخن بگو:

«لختی بخند آیه که عید من است این

لختی بخند آیه که بسیار زنده ام

تعبیر خواب های بعید من است این»

قیصر بگو که حنجرۀ من از آن توست

در بیت بیت من ، ضربان زبان توست

 

 


کلمات کلیدی :
نظرات (3)

بیوگرافی

دکتر قربان ولیئی

دکتر قربان ولیئی متولد 1347 در شهرستان صحنه استان کرمانشاه است.او دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران و دکتری از دانشگاه تربیت مدرس است.

در سال 1379 اولین کتاب وی در مجموعه "گزیده ادبیات معاصر" منتشر شد و هم اکنون بالغ بر 23 عنوان کتاب از ایشان منتشر شده که می توان به آثاری چون "ترنم داوودی سکوت"،"ضربان ذات" و "جوان شدن جاودانگی" اشاره نمود.